راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

عکس

برای دیدن عکس های راستین برید به ادامه مطلب راستین در حال غذا خوردن اینقدر خودتو کثیف کردی که باید می رفتی حمام اینجا از حمام اوردمت بیرون لپاتو ببین مثل هلو شده این کارو تازه یاد گرفتی می ری تو کریر و خودتو تاب می دی خیلی هم خطر داره مامان نمی دونم از درپوش چاه خونه مامان فاطمه چی می خوای که اینطوری همش درگیرشی !!! کلاً با هر پوششی مشکل داری مخصوصاً کفش و کلاه ببین داری درش میاری ؟! اینجا مشغول بهم ریختن کمد خاله ناهید هستی !!! چشاتو ببین شیطونی می باره ازش اتاق عمه هم از دست شما آسایش نداره اینجا هم رفتی از تو کابینت خونه مامان فاطمه هرچی دوست داشتی اوردی و یه سفره به سلیقه خودت چیدی ...
30 ارديبهشت 1391

پسر مرتب و منظم من

سلام گل پسرم، نفس مامان زندگی مامان اصلاً همه چیزم ، همه وجودم ....................... امروز امدم ازت تعریف کنم که چقدر مرتب و منظمی تا همه کیف کنن و من بهت افتخار مامان جان وقتی که من میام خونه و می خوام لباسم و عوض کنم اگه لباسم و بزارم رو تخت یا زمین تا ببرم بریزم تو ماشین لباسشویی سریع ورش می داری می دی دستم که یا تنم کنم یا بزارمش رو چوب لباسی به هر حال نباید رو زمین یا تخت باشه باید جمع جور بشه خدا نکنه لباس بشورم و بزارم رو رخت آویز از پشت سر من دونه دونه لباسرو میاری که مثلاً من تا کنم و بزارم سر جاش !!! وقتی بازیت با اسباب بازیات تموم می شه و بهت می گم حالا ببر بزار سر جاش دونه دونه می گیری دستت و می بری مزاری تو اتاقت بعضی ...
26 ارديبهشت 1391

روز مادر

سلام پسرم دیروز روز مادر بود، از خدا به خاطر اینکه اجازه داد حس مادر بودن رو با بهترین فرشتش تجربه کنم ممنونم و امیدوارم لیاقت این اسم رو داشته باشم با تمام ذره ذره وجودم عاشقتم و دوست دارم پسرم  
24 ارديبهشت 1391

شرحی از راستین

پسرم الان 8 تا دندون داری چهارتا بالا چهارتا پایین الان دیگه کاملاً همه حرفها رو می فهمی و اگه نخوای لج کنی و جلب توجه به همه حرفها خوب گوش می دی  مثلاً وقتی می گم می خوایم بریم  د  د بیابریم لباس عوض کنم می دویی می ری تو اتاقت سر ساک بیرونت و هرچی لباس باشه می کشی بیرون که لباساتو عوض کنم جوراب، کنترل ، موبایل من، موبایل بابا ، ....... می شانسی و اصلاً توشون اشتباه نمی کنی کلاً به به دوست داری در هر شرایطی و هر جا باشی وقتی می گم بیا مامان می خواهد به به بده با کله می دویی می یای پیشم که به به بدم مامان .... بابا .... دد..... به به رو دقیقاً در سر جاش استفاده می کنی گوشی تلفن بر می داری و می زاری بغل گوشت و شروع می ...
20 ارديبهشت 1391

به قولٍ:

به قول لامارتین شاعر فرانسوی تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا ... به قول مایکل اسکوفیلد همیشه اون تغییری باش که می خوای تو دنیا ببینی به قول چارلی چاپلین آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید، پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز بدست آورم به قول حسین پناهی این آینده، کدام بود که من بهترین روزهای همرم را حرام دیدارش کردم؟! به قول والت ویتمن زندگی به من آموخت بودن با کسانی که دوسشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است به قول ژان پل سارتر از همه غمگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد   ...
19 ارديبهشت 1391

تولد مامان

سلام پسرم                                                                     امروز تولد منه نمی دونم خوشحالم یا ناراحت ؟!!!   همیشه تو روز تولدم از وقتی که عقلم در امده این حس رو دارم عجیبه !!! روز جمعه خانواده بابا امدن خونمون و برای من و عمه تولد گرفتن چون عمه هم روز 16 اردیبهشت تولدشه ...
18 ارديبهشت 1391

چندتا عکس دیگه

اون موقع ها فقط یه جا دار می کشیدی فقط از خودت صدا در می آوردی و دست و پاتو تکون می دادی اینجا یوخوری بزرگ تر شدی و می تونستی خودت برگردی اینجا می تونی روی پاهات بایستی اینجا از دست من فرار می کنی که لباس تنت نکنم اینجا هم ما یه دقیقه امدیم ورزش کنیم که طبق معمول شما اجازه ندادی ...
13 ارديبهشت 1391